یه چیزی بگم فکتون بیفته کف آسفالت

دخترش کلاس دوم دبیرستانه و پسرشم دوسال ازدختره کوچیکتره .

این خانوم وقتی ازدواج کرد بایه تک فرزند ازدواج کرد که آقاهه شغل درست و حسابی نداشت ولی پسرخوبی بود و گوش به فرمان خانومه.

خونه مادرشوهرزندگی میکردن و مادرشوهره هممممه کاربرای عروسش وپسرش انجام

میداد.خانومه هم زرررنگ بافاصله کوتاه زاییدتابچه هاشم مادرشوهره بزرگ کنه

وچون خودش شاغل بودوحقوق ثابت داشت همیشه منتش برسرشوهره بود تااااااینکه:

همین سال قبل شوهرش باکمک باباش یه معدن سنگ پیداکردن و فروختن و نفری 4میلیارد(فک خودم ازذیروزکه شنیدم هنوکفف آسفالته)!!!!!!!!گیرشون اومد .

یعنی خانواده ی که باحسسسساب کتاب فراوون دخل و خرج داشتن چننننننان باکان مبارک

داخل شیررورغن و...افتادن که خودشونم باوزندارن .

خانومه سریع دوباره باردارشد!!!!!!وهمین 20روزقبل یه دختردیگه هم زایید!!!!!!!کفففم بریدا!!!!!

امسالم انتقالی گرفتن و رفتن مرکزاستان و دربهترین نقطه  ی شهریه خونه بسسسسیارشیک سه طبقه ی تمام مبله گرفتن باماشین شاسی بلند آخرین مدل و..........

پارسالم رفتن سفرمکه و کربلا.

واااااااقعن ازدیروزشوک هستم هضم 4میلیارپول !!!!!!!

/ 14 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسیم

خدا قسمت کنه خواااااهر من نمیدونستم کسی معدن پیدا کنه مال خودشه...مگر معادن اینجورین?! اگر آره که از فردا بیفتییییم دنبال معدن یابی کاروبارو بیخیال شیم

سپیده

باید مقوله شانس را باور داشت

فلفل

lm

برای تو

سلام امان از وقتی خدا برای کسی بخواهد دیگه بی حساب و کتاب بهشون میده کاش همه خدای بزرگ دستمون رو بگیره و هوامون رو داشته باشه

کاتب

چه جالب مبارکش باشه..

الهام

از طریق وبلاگ نورا با وبلاگت آشنا شدم. خواستم بخونمت که همه اش رمزی بود دوست داشتی به من هم رمز بده

الهام

بعضی ها چقدر شانس دارند به قرآن یک دفعه از کجا به کجا می رسند البته بر عکسش هم فک کنم باشه ولی ندیده ام

شیرین.م

عزیزم کامنتم رسیده؟... برات رمز فرستاده بودم...

یکی از اهالی

شادی جون کجایی؟ خوبی؟ شاید جای دیگه ای مینویسی که من خبر ندارم[سوال]

شیرین.م

سلام شادی جووونممم... خوبی؟... دلتنگت بودم.... مرسی گلم... چشمات خوشگل میبینه... میدونم قیافم معمولیه و همهء دوستان لطف دارن و تعریف میکنن .... ولی خداییش فکر میکردی از اون زشتای غیر قابل تحملم؟؟؟!![نیشخند][قهقهه] وای شادی با کامنتت کلی خندیدم... دارم سعیمو میکنم با شرایطم کنار بیام... یعنی مجبورم... مرسی که هستی مهربون... [گل][لبخند][ماچ]