ماجراهای دفاع و پایان نامه من

800تومن فقط برای تایپش دادم .بعدشم چندتاجلسه دفاع رفتم و دیدم تاکمی ازاون اضطرابم

کم بشه و یه چیزایی هم یادبگیرم

دوروزقبل دفاع رفتم دنبال مامانم اینا .ویه مقدارازخوراکیهای مخصوص پذیرایی روزدفاعوازاونجا خریدم شامل گزوشکلات و آجیل و...

یه روزقبل دفاع هم غروب باشوهرخان رفتیم میوه(شامل موزوهلو انگور)و شیرنی و ظروف یکبارمصرف و آبمیوه اینا رو خریدیم .

شبش اصصصلن خوابم نبرخیلی استرس داشتم .مثل استرس زاییدن!

صبح بیدارشدیم و خوراکیهارو بسته بندی کردیم یادم رفت بگم که برای اساتید هم کادو یه تابلوی قرآنی و یه بسته گز و یه کارت دعوت به رستوران برای شام همون شب26شهریور گرفتم .

یه 10تابرگه ی اطلاع رسانی هم چاپ کردم وبعدش باسلام و صلوات جمع و جورکردیم و زدیم بیرون .رفتیم برای دوربینا فیلم گرفتیم و محض احتیاط هم یه بسته شیرنی نخودچی هم گرفتیم رفتیم یونی .

برگه هارو چسبوندم درودیوارو رفتیم دیدیم تالار که من قراربودتوش دفاع داشته باشم بچه های کشاورزی دفاع دارن رفتم پیش آقای خ اونم گفت برو ساختمون4طبقه 4تالارفجر.

رفتیم اونجا.قبل من یه دفاع دیگه بود ازهمکلاسیا . همون اساتیدداوربودن بعلاوه ی استاداولیه که راهمای این خانوم بود .

اننننقده حال ایون خانومه رو گرفته بودن که کلللی قرمزشده بود و شرشرعرق میریخت و

هیچی هم نمیگفت خانوادش و شوهرشم اونجا بودن و خلاصه که بیچاره خیییلی ضایع شد و

من بادیدن احوالات اون خیییلی استرس گرفتم .اون خانوم چون دطول تحصیلشم دانشجوی خوبی بودبهش17دادن!!

بعدپایان دفاع اون خانوم خواهرک و نازپری پذیراییهاروبردن بالا وروی میزاساتید گذاشتن

و من دفاعمو ششروع کردم یه 15دقیقه خودم صحبت کردم و بقیشوهم اساتید .

راهنمام فقط دوجمله گفت:رساله ی خانوم شادی فقط یه رساله نیس بلکه 2رساله اس .پونصدوخورده ای صفحه!!

داورم شروع کرد و گفت :مقدمه و فصل اول رساله ی خانوم شادی بسسسیارزیبا و جذاب و دلپسنونوشته شد تارسیده به فصل دوم و ترجمه ودرترجمه ضعیف عمل کرده .

(من555بیت روترجمه کرده بودم باشرح و لغات و کلللی نکات دیگه ).

درکل90دقیقه دفاعم طول کشیدکه من اصصصصلن گذرزمانو حس نکردم واون آخراش پاهام داخل کفش ذق ذق میکردن.

بعدش اساتید  سخخختگیرو مععععععروف به سخت نمره دادن رفتن برای شور و منم

مضطرب و نگران و منتظر.

تمام دوستانی که دعوت کرده بودم و حتی اونایی که دعوت نشده بودن اومده بودن یه20-22نفری مهمون داشتم بعلاوه خانواده خودم و اساتید.

استادابعدشوراومدن و درحالیکه قلبم تاپ تاپ میزدنمره ی 17.5از18بهم دادن و من کلللللی

ذوق کردم و الللللبتتتته که انتظارنمره ی کامل داشتم .گروه مادرطول مدتی که ارشدو

دارن فقققط2بارنمره18دادن که البته باداوری این داورسخهتگیرمن نبوده

شروع کردیم به پذیرایی و عکس گرفتن و رفتم پایین و ازتک تک مهمانانم تشکرکردم و

باهاشون عکس گرفتم. و خلاصه که اساتید و مهمانانوبدرقه کردم و به اساتیدیادآوری

کردم که شام یادشون نره .

همون موقع که همه چیو جمع کرده بودیم و میخواستیم ازدرتالاربیرون بیاییم همون استاداولیه واردشد و بازم شروع کردبه منننت گذاشتن سرمن که من اییینهمه کمکت کردم و پروپوزالتونوشتم و بهت منابعودادم.و.....

یه20دقیقه ای سرپانگهمون داشت .کادوی اونم دادم و بهش یادآوری کردم شام یادش نره .

ساعت 2برگشتیم خونه ی شلوغ پلوغمون عین خونه های که توشون عروسیه .

مثل زنایی که تازه زاییدن اونم ازنوع طبیعی !!!احساس راحتی و آرامش داشتم .

بادوستی اس ام اس بازی کردم و ناهارخوردیم و همه خوابیدن و من خواب نداشتم .

غروب همگی آماده شدیم و رفتیم رستوران .اساتید داوراومدن و منم زنگ زدم به استاداولیه ودادم شوهرخان که بهش بگه بیاد مدیرگروهمونم که استاد داوراولم بود

گوشیو گرفت و گفت استادجان بیادورهم باشیم .اونم چنددقیقه بعددوباره به من زنگ زدوگفت من نمیخواستم بیاسرسفره ی شماولی به خاطرحرف مدیرگرروه میام و یه مهمونم

باخودم میارم .

خلاصه که من بودم و شوهرخان و نازپریو ومامانم و خواهرک و 3تااستادابعلاوه مهمون استاداولیه که باجناقش بود .

شام بسیارخوبی بود و خداروشکرخوش گذشت .

اینم جریانات دفاع من قلب

خداروشکرررررررررررررربغل

پ ن:راستی باید ازدوست عزیزم بسامه جونم خییییلی تشکرکنم که زحمت ترجمه چکیده ی انگلسیو کشید و منو ازاون دردسرهم نجات داد .ماچ

ادامه مطلب پست قبلو دریابین.

/ 5 نظر / 40 بازدید
دانلود سريال جديد

سلام. خسته نباشي. دوست داشتي سريال و فيلم جديد دانلود کني يه سري به سايت ما بزن. بيش از 400 عنوان سريال و بيشتر از 4 ترابايت فيلم داريم تو سايت. موفق باشي [قلب]

بسامه

وای شادی عزیزم.. دعا کن منم بتونم بهمن دفاع کنم.. انقدر خوشحال شدم.. انقدر اشک تو چشمام جمع شد.. انقدر احساساتی شدم که حد نداره... برای منم دعا کن... ایشالا دکترا جونم[ماچ]

زهره

سلام خانوم معلم[لبخند] خدا قوت واسه پایان نامه:)

زهره

یه سوالی: پستهای رمزی رو چطور میشه خوند؟[پلک]

کاتب

سلام عزیزم خیلی خیلی بهت تبریک میگم.. ایشاله همیشه موفق باشی خاطره دفاعت رو میخوندم زود دفاع خودم برام تداعی شد موفق باشی عزیزم