((:یادداشتهای شادی:))
امروزصبح که بیدارشدم اولش طبق معمول اومدم نت گردی تاهمسرجان و پرنیاهم ازخواب بیداربشن من اینجا وبلاگای شمارو میخوندم . بعدشم ازپنجره ی هال بیرون رو نگاه کردم ودیدم چن تاخانواده که مسافرهم بودن درپارک نشستن ودارن صبونه میخورن .من به همسری و پرنیاگفتم پاشین ماهم صبونه رو ببریم پارک بخوریم .به همین راحتی به همین خوشمزگی دوساعتی نشستیم همین پارک دوقدمی خونمون و یه صبونه ی مفصل همراه چایی زدیم به معده و پرنیاهم حسابی ازخجالت خودش دراومد وماشین بازی کرد .ولی گوشیو نبرده بودم باخودم تاواستون عکس بگیرم . این پارک ما!!! سرسبز و پرازرزهای زرد و قرمز و صورتی وسفید !به به . مدتهابود که اینجوری باهمسری گرم نگرفته بودما .خوش گذشت .خب شماکی میایین بریم همین فضای سبزکوچولو بشینیم و چایی زغالی بزنیم به معده؟؟!!! اردیبهشت که تموم میشه منم غمگین میشم نمیدونم چرا؟؟؟ خواهری امروزجمع کرد وبرگشت خونه .پرنیاهم افتاد دنبالش و بی تابی و گریه کرد بدجور بهش عادت کرده بودیم حالا دیگه باید خودمون به همه ی کارا برسیم !!:( اونروز بهم گفت مامان :من ازاون ماشینا میخوام "منظورش ماشین شارژی بود" بعضیا میگن نباید همه چیزو برای بچه خرید چون بعدا دیگه چیزی براش لذتبخش نیست بعضیاهم میگن نه بچه است وقتی بزرگ شد دیگه این چیزارو نمیخوادکه براش جذابیت ندارن پس الان که میخواد باید براش بگیریم. حالا من میخوام نظرشماروبدونم .شماچی میگین؟؟ چون پرنیای ما هیچ سرگرمی نداره غیراز نقاشی و دیدن کارتون!!!! گاهی هم میبرمش پارک و کمی بازی میکنه و زودی برمیگردیم چون تنها هستیم خیلی توی پارک راحت نیستم!!!! وقتی هم سوارماشین بودیم ازپنجره ی ماشین یه دوچرخه فروشی رو دید وگفت : مامان ازاون ماشینا اینجاهم هستا.فقط درهمین حد .بچه ی سرتق و اذیت کنی نیست که خودشو بزنه زمین و بگه من اینو میخوام یااونو برام بخرین . خودش یه 20تومنی پس اندازکرده .بقیه شو هم من و باباش میدیم البته بعدازاینکه نظر شمارو هم دونستیم . پ.ن: خریداری شد!!!!اینقده گفتین بخربخر دیگه من ازرو رفتم!!!! :)
یه فضای سبزکوچیک ولی بسیارتمیزه که مورد علاقه مسافراست .
| Design By : Pichak |